چشم
چشم
« گوش » شنيد و هنگامي كه با دقت گوش فرا داد ، گفت :
« اما كوه كجاست ؟ آنرا نمي شنوم . »
سپس دست به سخن در آمد و گفت:
« بيهوده تلاش مي كنم آن را حس يا لمس نمي نمايم ، نمي توانم كوهي بيابم .»
و « بيني » گفت :
« كوهي وجود ندارد ، چون نمي توانم ببويمش.»
آن گاه چشم به سوي ديگر برگشت ، و همه با هم در مورد خيال باطل و عجيب چشم به سخن برآمدند و گفتند :
« براي چشم بايد اتفاقي افتاده باشد .»
بر گرفته از كتاب « ديوانه و ارواح سركش » جبران خليل جبران
شرح حکایت :یادمون باشه که هر کسی دنیا رو از دید خودش می بینه
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۱ ساعت 19:50 توسط مجیدی
|
این وبلاگ جهت معرفی هنرستان و رشته های موجود و همچنین اطلاع رسانی به دانش آموزان و دبیران هنرستان فنی صبا طراحی شده است.