نفرین دامـن خـودت رو مـیگـیـره - نفرت و کینه
وقـتـی کــسـی رو نفرین مـی کـنی -شـایـد داری خـودت رو نفرین مـی کـنی
از خدا عـاجـزانـه مـیـخـوای خطاهای خـودت رو بـبـخـشـه و بـه هـیـچ وجـه عـذابــت نکــنـه
امـا خـودت بـنـده هـاش رو لعـنـت می کـنی و عـلاقـه داری به شـدت عـذاب شـونــد .
از خـدا بـخـواه کـه اون آدم فاسد رو مـتـوقـف کـنـه بـا هـر راهـی کـه صـلاح مـیـدونـه
نـه از روی کینه ، بـلکـه بـخـاطـر مـصـلـحـت جـامـعـه و خـودش.
اگـه بـنـده هـای خـطـاکـار خـدا رو نـفـریـن کـنـی
بـا خـطـاهـای خـودت بـا هـمـیـن خـشـونـت بـرخـورد مـیـشـه
و اگـر بـبـخـشـی خـدا رو بـخـشـنـده تـر خـواهـی یـافـت.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آدمک های اطـرافـت رو خـودت خلق مـی کـنـی
کردار ناپـسند تـو ، وقـتـی بـسـوی تـو بـاز می گـردنـد
گـاهـی در رفتار اطـرافـیـانـت نـمـود پـیـدا می کـنـنـد
یـعـنـی در شـخـصـیـت اون هـا مـتـجـلـی مـیـشـونـد
یکـدفـعـه خـدمـتکـار مـنـزلـت تـبـدیـل بـه یک خـون آشـام مـیـشـه و مـثـل مـامـور جهـنـم
کـه مـامـوریـت خـاصـی داره بــا چـاقـو بـه جـونـت می افـتـه
یـا هـمـسـایـه ات در یک اتـفـاق سـاده - دشـمـنـت مـیـشـه و مـثـل مـامـور جـهـنـم
کـه مـامـوریـت خـاصی داره یک عـمـر آزارت مـیـده
آگـاه بـاش خالـق رفـتـار آدمک هـای اطـرافـت
کـسـی نـیـسـت جـز کردار خـودت